مرتضى راوندى

3

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بتان را ارزش و قدرى نيست ؛ چون نه هيچ زيانى به كسى توانند رسانيد و نه هيچ سودى . آنگاه محمد افزوده بود كه من از آن پس نه هرگز هيچ بتى را دانسته بپسودم و نه هرگز به بتان قربانى تقديم كردم تا آنكه خداوند مرا به رسالت خويش مفتخر كرد . . . » « 1 » اين روايت نيز به فرض صحت ، نشان مىدهد كه قبل از قيام محمدى ، حنفا و روشندلان عرب به بتان و بت‌پرستان به ديدهء نفرت مىنگريستند و از انحرافات فكرى و عقيدتى جامعهء عرب رنج مىبردند . مخصوصا خاندان هاشم از ميان بتهاى فراوان اللّه را شايستهء عبوديت مىشمرده است ؛ چنان كه مىبينيم نام پدر محمد عبد اللّه بود . وضع طبيعى عربستان شبه جزيرهء عربستان ، كه اعراب آن را جزيرة العرب مىخوانند ، در جنوب غربى آسيا قرار دارد . اين منطقهء خشك و بىآب ، با اينكه بوسيلهء بحر احمر از افريقا جدا شده است ، ولى در معنى از لحاظ مختصات طبيعى و نداشتن آب‌وهواى مساعد ، با صحراى كبير افريقا فرق چندانى ندارد . در بعضى از مناطق كوهستانى و خشك ، اختلاف درجهء حرارت ، پس از غروب آفتاب ، از 27 درجه بالاى صفر به 7 درجه زير صفر مىرسد ، ولى در مناطق ديگر عربستان ، كه اندك آبى وجود دارد ، مردم به كمك كاريزها و قنوات يا بستن سد ميان دو كوه ، آب ناچيزى به دست مىآورند ، و در واحه‌ها و آباديها به زندگى ساده و ابتدايى خود ادامه مىدهند . تنها جنوب غربى عربستان ، يعنى يمن ( حضر موت ) ، از بركت بارندگى و وجود آب ، براى كشاورزى و رشد تمدن مساعد است . مردم هوشمند اين سرزمين در تنگناى دره ، سدى از سنگ برآوردند كه به نام سد مآرب معروف است و دريچه‌هايى بر آن گذاشتند تا در موقع لزوم ، از آبى كه پشت سد جمع مىشود ، براى آبيارى استفاده كنند . ولى در ساير نقاط عربستان كمابيش خشكى و بىآبى حكومت مىكند تا جايى كه در بعضى از نقاط خشك ، اگر كسى بخواهد در حق ديگرى دعاى خير كند ، مىگويد : سقاك اللّه يعنى خدا تو را سيراب كند . ثروت و دارايى اعراب باديه‌نشين منحصر است به چند حيوان باربر و شيرده ؛ غذاى آنها عبارت از ذرت و خرماست ؛ و وسيلهء نقليهء آنها شتر يا اسبى است كه از بوته‌هاى بيابان تغذيه مىكند . كار عمدهء زنان ، دوشيدن گاو و گوسفند ، آرد كردن با دستاس ، تهيهء غذا ، پرورش اطفال و بافتن پارچه‌هاى زبر و خشن براى لباس و خيمه و فرش و غيره است . دكتر گوستاو لوبون ، كه شخصا در سراسر عربستان گردش كرده است ، معتقد است : « در زندگى اعراب باديه‌نشين از عصر سليمان تا ظهور اسلام و زمان حاضر فرق محسوسى پيدا نشده است . » قبايل ابتدايى عرب براى دفاع از هستى يا دستبرد به دارايى ديگران ، به جنگ و جدال مىپرداختند و در امور جنگجويى ، تيراندازى و سوارى ، مهارتى به كمال داشتند . اعراب به اقتضاى محيط نشوونماى خود ، تنها سلحشور و جنگجو نبودند بلكه هواى صاف و آسمان پرستارهء عربستان ، قوم عرب را كه از شعب مستعد نژاد سامى است ، مردمى باذوق ، شاعرطبع و ساده‌گو و فصيح به بار آورده است .

--> ( 1 ) . دكتر عبد الحسين زرين‌كوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 287 به بعد ( به اختصار )